اخبار اندر حال و روز بهارک
سلام دختر نازنین من
مدتی است برات مطلب ننوشتم گلکم چون نبودیم،یه مدتی که کرج بودیم چون بابا مهدی رفته بود ماموریت و من نتونستم بیام و برات بموقع مطلب بنویسم.
دخملم شما بسیار بسیار شیرین و عسل و خوردنی شدی،یعالمه کارای جدید بلد شدی و کلماتی را هم میگی مثلا به آب میگی آو آو،،،،،،،میگم بهار آب میخای ؟میگی نننننه،نه را خیلی بامزه میگی،فضولیهاتم که گل کرده و چهاردستو پا به همه جای خونه سر میزنی و کشوهای کابینتو میکشی بیرون و چیزای داخلشو میریزی بیرون میری تو اتاقت و کشوهای تخت و کمدتو باز میکنی و محتویات اونم خالی میکنی خلاصه هیچی از دست شما دختر کنجکاو در امان نمیباشد و من باید مدام دنبالت راه برم و خانه را جمع کنم.
وقتی خوراکی و غذا میبینی سریع میگی هم هم هم هم و میخایشون،نان خیلی دوست داری و وقتی بهت میدم یکم خودت میخوری و بعد میاری سمت دهن من و میگی هم هم و به من و بابا هم مدی و نونو میکنی تو دهنمون تا ماهم بخوریم قربون تو دختر با محبتم بشم الهی.
حالا بگم از تولد 1 سالگیت
قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست
با شکوه ترین روز دنیا تولد توست پس برای
من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم بهارم
تولدت مبارک
من و بابا دو شب برات تولد گرفتیم که مصادف با ماه رمضان هم شده بود و ثواب افطاری دادن را هم بردیم.تمام خانه را برات تزیین کردیم و یکشب خانواده بابا اومدن و شب بعدش خانواده مامانی، بسیار بسیار خوش گذشت و از همه بیشتر به شما چون که شب خودت بود همگی جمع بودیم جشن تولدت بود.
عکسای خوشدل یادگاریتو ببین








اخبار اندر حال و روز بهارک 

